زندگینامه بازیگران زن ایرانی, عسل بدیعی, واحد صوتی فاطمیه ۱۳۹۲, عضوهای عسل بدیعی, مشمولان اعزام به خدمت فروردین ۹۲
صفحه مورد نظر موجود نیست
صفحه مورد نظر موجود نیست . از قسمت جستجو بالا سایت استفاده کنید .
يك ساعت مارك دار و ويژه
چشمها را خيره كنيد ....!!!
ساعتي منحصر به فرد و طراحي متفاوت
ساعت مچي طرح Rolex طلايي
قیمت فقط : 37,500 تومان
++++++++++++++++++++++++
Rolex ساعت مچي طرح
يك ساعت مارك دار و ويژه
چشمها را خيره كنيد ....!!!
ساعتي منحصر به فرد و طراحي متفاوت
ساعت مچي طرح Rolex نقره اي
قیمت فقط : 37500 تومان
+++++++++++++++++++++++++
+++++++++++++++++++++++++++
+++++++++++++++++++++++++++++++
+++++++++++++++++++++++++

++++++++++++++++++++

+++++++++++++++++++

زندگینامه بازیگران زن ایرانی, عسل بدیعی, واحد صوتی فاطمیه ۱۳۹۲, عضوهای عسل بدیعی, مشمولان اعزام به خدمت فروردین ۹۲
صفحه مورد نظر موجود نیست . از قسمت جستجو بالا سایت استفاده کنید .
نکات آموزشی زمستان ۹۲, نکات آموزشی شهریور ۹۲, نکات آموزشی شهریور ماه ۹۲, نکات آموزشی فروردین ۹۲, نکات آموزشی فروردین ماه ۹۲
صفحه مورد نظر موجود نیست . از قسمت جستجو بالا سایت استفاده کنید .
نتانیاهو, شخصیتهای, کامپیوتر, اینترنتی, مدیرعامل
صفحه مورد نظر موجود نیست . از قسمت جستجو بالا سایت استفاده کنید .
دستگیری متجاوزین به زنان, استخدام کارگزاری بانک ملی ایران فروردین ۹۲, استخدام/گروه مشاوره مدیریت رادمان(مهلت تا۱۵فروردین۹۲), تلویزیون, والیپیپر
صفحه مورد نظر موجود نیست . از قسمت جستجو بالا سایت استفاده کنید .

پریناز ایزدیار و مدل بودنش
دخترک مصمم، جسور و البته خوشچهره سریال زمانه این روزها بیش از پیش در نظر مردم به چهرهای شناختهشده تبدیل شده است. با این بازیگر جوان که با استناد به شواهد و قرائن میتواند آینده پرباری در این عرصه پیشرو داشته باشد همکلام شدیم تا او قصهاش را برایمان بگوید. داستانی که در مرحلهای از زندگیاش کلید خورد تا امروز بازیگر شناخته شده ای باشد. پریناز ایزدیار برخلاف همه دخترخانمهای همسن و سالش که شاید هرگز درباره علاقه قلبیشان برای ازدواج لب به سخن نمی گشایند، بیرودربایستی میگوید که دوست دارد ازدواج کند تا ما هم پی به نگاه متفاوت او در ابراز عقایدش ببریم. تمایلی که بین خانم های همصنف وی کمتر به چشم میآید اما پریناز ایزدیار صادقانه درباره آن صحبت میکند. البته که این صداقت کلام را میتوانید در گفتههای او دریابید و چه چیزی بهتر از خواندن گپ و گفتی صادقانه که این روزها کمیاب شده است.
میخواستند پزشک شوم
اصالت من برمیگردد به شمال ایران (بابل). دوران بچگیام در ساری گذشته و چند سالی در بابل و بعد تهران. تمام دوران دبستانم را در ساری گذراندم، دوره راهنمایی را در تهران درس خواندم و دبیرستان را در بابل اما برای پیشدانشگاهی دوباره به تهران آمدیم. در دبیرستان رشته تجربی میخواندم اما بعد از چندوقت تغییر رشته دادم و برای پیشدانشگاهی رشته هنر را انتخاب و در کنکور هنر شرکت کردم. خانواده من مهمترین معیاری که بیشتر از هر چیزی همیشه برایشان مهم بوده تحصیلات است. من تنها کسی هستم که در کل خانوادهام در رشته هنر تحصیل کردهام؛ چه در خانواده پدری و چه در خانواده مادری. بیشتر افراد خانوادهام پزشک هستند. دوست داشتند که من هم یا پزشک شوم یا مثل پدرم وکیل اما خب علاقه من به هنر باعث شد به این سمت کشیده شوم. در دانشگاه هم رشته گرافیک را دنبال کردم.
همیشه دستم در جیب خودم بوده
من در خانوادهای بزرگ شدهام که همیشه آن چیزی را که دلم میخواهد به دست میآورم. میتوان گفت سطح مالی ما متوسط رو به خوب بود، یعنی هیچوقت نیاز مالی را حس نکردم اما از وقتی که شروع به کار کردم خودم حسابم را از خانواده جدا و سعی کردم دستم در جیب خودم باشد. نمیگویم از پدر و مادرم کمک نمیگیرم اما تلاشم این است که خودم کارهایم را پیش ببرم. از دوران بچگی به بازیگری علاقه داشتم. یادم میآید در دوران مدرسه هر نمایش و تئاتری که برگزار میشد من همیشه اولین نفر بودم که برای بازی حاضر میشدم. اما اصولا آدم وقتی در شرایطی بزرگ میشود که میبیند همه افراد خانواده پزشک هستند حتی خواهر و برادرهایش هم در رشته پزشکی تحصیل کردهاند، فکر میکند خودش هم حتما باید در این رشته تحصیل کند به همین دلیل من هم تصمیم گرفتم پزشک شوم و در دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کردم اما بعد از مدتی متوجه شدم به شدت به هنر علاقه دارم بهخصوص به رشته نقاشی. برای خانوادهام پذیرفتن ادامه تحصیل من در رشته هنر خیلی سخت بود اما کمکم به علاقه من احترام گذاشتند و با من کنار آمدند.
بازیگرانی که صورتشان را جراحی کردهاند همه شبیه هم هستند
بازیگرانی که جراحی زیبایی انجام دادند همه شبیه هم هستند. به نظر من طبیعی بودن صورت خیلی مهم است و علاقهای به جراحیهای زیبایی ندارم. شاید اگر سنم بالا برود این کار را انجام دهم اما الان فکر میکنم به اعضای صورتم برای کار کردن نیاز دارم و فکر میکنم بازیگرهایی که بوتاکس میزنند میمیک صورتشان را به هم میریزند و همه شبیه همدیگر میشوند بنابراین برای از دست ندادن نقشها هم که شده جراحی زیبایی انجام نمیدهم.
مدل بودن من شایعه است
قبل از اینکه بازیگری را شروع کنم همان موقع که دانشجو بودم در یکسری از شوهای اسلامی شرکت کردم و به عنوان مدل پوششهای اسلامی، مانتو و روسریهایی که به صورت کاملا مجاز برگزار میشد، انتخاب شدم. حتی یادم میآید وزیر ارشاد هم از این مراسم بازدید کردند. بحث مدل بودن من هم این شوهای اسلامی بود. در کل ما در ایران چیزی به اسم مدلینگ نداریم اینکه میگویند پریناز ایزدیار مدل بوده است شایعه است.
۸ ماه است ورزش نکردهام
قبل از اینکه بازیگر شوم ورزش را دوست داشتم. قبل از شروع فیلمبرداری سریال زمانه مرتب به باشگاه میرفتم اما خب، پروژه زمانه ۸ماه است که ادامه دارد و من وقت سرخاراندن هم ندارم اما مواقعی که وقت پیدا میکنم حتی در خانه با یکی، دو وسیله ورزشیای که دارم تمرین میکنم. رژیم غذایی ویژه و خاصی ندارم فقط سعی میکنم شبها برنج نخورم یا خوردنیهای مضر را حذف کنم.
بارها فقر را تجربه کردم
من از وقتی که حساب و کتابم را از خانوادهام جدا کردم و سعی کردم روی پای خودم بایستم بارها و بارها مزه فقر را چشیدهام چون میخواستم مستقل باشم و از خانواده طلب پول نکنم، در صورتی که اگر درخواست میکردم حتما حمایتم میکردند اما با بیپولی کنار آمدم. لحظاتی را داشتم که حتی به یک رقم خیلی کم احتیاج داشتم اما همه این روزها گذراست. من فکر میکنم بسیاری از کسانی که در این حرفه مشغول به کار هستند حتما شرایط نداری را تجربه کردهاند و بهنظرم این شرایط آدم را میسازد.
ولخرجی میکنم، پول کم میآورم
اولین دستمزد من سال ۸۴، ۵۰۰ هزار تومان بود. یادم میآید خیلی سریع همه درآمدم را خرج کردم. در کل آدم ولخرجی هستم چون خیلی زود هیجانزده میشوم، بعد که پول کم میآورم با خودم میگویم ای کاش ولخرج نبودم. تا یکی، دو سال پیش همه پولم را بابت لباس خریدن صرف میکردم و وقتی پول بابت کارهای واجبترم باقی نمیماند لباسها را جلوی چشمم میگذاشتم و میگفتم حالا با شماها چه کنم (میخندد).
بعید میدانم عاشق شوم
بعید میدانم در زندگی خودم در حدی که در سریال زمانه نشان داده میشود عاشق شوم اما فکر میکنم شاید اگر در چنین شرایطی قرار بگیرم مثل ارغوان سریال فقط بتوانم اشک بریزم. به نظرم دخترهای امروزی فقط ادعای این را دارند که گریه نمیکنند و آدمهای خیلی محکمی هستند. مطمئن باشید هرکسی تا این حد عاشق باشد و زندگیاش را برای یک نفر گذاشته باشد، رفتن طرف مقابلش به جز دلتنگی باعث به هم ریختن کل زندگی شخصیاش میشود و قطعا همین عکسالعمل ارغوان را خواهد داشت؛ اشک میریزد و حتی بیمار هم میشود. من خودم فکر میکنم اگر در زندگی شخصیام واقعا عاشق شوم همان واکنشی را نشان میدهم که ارغوان داشت.
نسبت به عشق گارد دارم
من به شدت آدم عاطفیای هستم ولی در زمینه عشق و عاشقی یک گارد عجیب دارم که دست خودم نیست. به طور ناخودآگاه نسبت به مسائل احساسی عقبنشینی میکنم. چون میدانم آنقدر احساسی هستم که اگر وارد ماجراهای احساسی شوم شاید زندگیام به زندگی ارغوان تبدیل شود.
عشق یعنی دیوانگی
به نظر من عشق واقعی نیست. من اعتقاد دارم دوست داشتن وجود دارد اما عشق همان لیلی و مجنون است. عشق یعنی جنون، یعنی دیوانگی. البته تجربه کردن آن اشکالی ندارد اما نمیتوان با عشق زندگی ساخت. عشق زیاد میتواند زندگی را به هم بریزد.
دوست دارم ازدواج کنم و بچهدار شوم
من ازدواج کردن را دوست دارم. به خصوص که عاشق بچه هستم و عاشق تجربه کردن احساس مادری. اما فکر میکنم ازدواج یک پختگی لازم دارد که من هنوز به آن نرسیدهام. این پختگی دوطرفه است. هم زن و هم مرد باید به جایی رسیده باشند که مسئولیت یک زندگی را دونفری به دوش بکشند. به نظرم این اشتباه است که فکر کنی همه چیز به عهده مرد است. از آن مهمتر توانایی تربیت بچه است. با شرایط امروز دنیا تحویل دادن یک بچه خوب و سالمی که خود بچه هم از به دنیا آمدنش راضی باشد و این قضیه قدیمی که بچهها به پدر، مادرهایشان میگویند چرا ما را به دنیا آوردهای تکرار نشود یک لیاقت میخواهد که آدمها باید به آن برسند. من فکر میکنم که در مورد هنرمندان اگر ازدواجگریزی وجود دارد به خاطر مشغله کاری زیاد آنهاست. من آنقدر کارم فشرده است که فرصت دیدن خانوادهام را هم نمیتوانم پیدا کنم. حالا فرض کنید اگر ازدواج کرده بودم و بچه داشتم چطور باید با شرایط کنار میآمدم. من فکر میکنم این موضوع باعث دور شدن اهالی سینما از ازدواج شده است. فکر میکنم اگر به جایی برسی که بخواهی تشکیل خانواده بدهی باید کارت را گزیدهتر انتخاب کنی که بتوانی وقت بیشتری برای همسر و فرزندانت بگذاری.
, پریناز ایزدیار مدل می شود, جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار, جدیدترین عکس های پریناز ایزدیار بازیگر جوان ایرانی, عکس های مدل ایرانی پریناز ایزدیار, پریناز ایزدیار, پریناز ایزدیار بازیگر سریال زمانه, پریناز ایزدیار مدل بوده, پریناز ایزدیار و مدل, پریناز ایزدیار و مدل بودنش, پریناز ایزدیار زمانی که مدل بود, بیوگرافی پریناز ایزدیار, عکسهای شخصی پریناز ایزدیار, پریناز ایزدیار کناردریا, سن پریناز ایزدیار, شوهر پریناز ایزدیار
نرخ دلار دوشنبه ۹۱/۱۲/۱۴ , تیشرت جدید سال ۱۳۹۲ , دستمزد , مرحله دوم مسکن ویژه , deltang.net » تک آهنگ به درخواست وزارت ارشاد مطلب مورد نظر از سایت حذف شد
همانطور که خیلی ها حدس می زدند نازنین بیاتی پدیده جوان سی و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر بود. در این مصاحبه او را بهتر می شناسید.
ساده است و بی تکلف. با اینکه در روزهای آینده و بخصوص هنگامانتشار ماهنامه های سینمایی، حتما خبرهای زیادی از او به گوش می رسد و مصاحبه های بسیاری خواهد داشت، ولی خوشبختانه در «جو» نیست و سادگی و بی تکلفی اش را مثل اغلب «نسل چهارمی ها» حفظ کرده. همین صفت کیمیا است که باعث می شود راحت با او گپ بزنیم. همان اول هم شرط می کنیم درباره فیلم و جزییات بازی اش حرف نزنیم تا بسیاری که فیلم را ندیده اند، گفت و گو را از دست ندهند و شیرینی و تازگی روزهای اکران «دربند» هم دست نخورده باقی بماند.
فقط همین قدر بدانید که او بدون فیلمنامه بازی کرده و هیچ تصوری از شخصیت «نازنین» نداشته، از سرنوشت نقشش و روند داستان (به دلیل رج زدن سکانس ها) بدون اطلاع بوده و فیلم را برای نخستین بار همراه منتقدان در جشنواره دیده. با این وجود، نازنین بیاتی نامزد سیمرغ بلورین [کریستالی!] بهترین بازگر نقش اول زن شد و گوی را هم از ما ربود، بهانه بیشتر از این برای گپ زدن با یک جوان موفق و آینده دار؟

مثل اغلب خانم ها، به تان برنمی خورد بپرسم چند سالتان است؟
- نه! متولد ۶۸ هستم.
قبل از «دربند» به بازیگری علاقه داشتید؟
- مسلما کسی که تئاتر می خواند با بازیگری ناآشنا نیست ولی من گرایشی که در دانشگاه انتخاب کردم، طراحی صحنه بود. در چهار ترم اول هر کسی مبانی را پاس می کند و آشنایی داشتم به بازیگری …
… ولی این آشنایی آنقدر نبود که علاقمند جدی بازیگری باشید.
- خیلی نه. خودمعلاقه ام به طراحی بود. کنار کار طراحی، بازی تئاتر را هم دوست داشتم و انجام می دادم، ولی خیلی کم.
چی شد سر از بازیگری درآوردید؟ آن هم با کارگردانی مثل پرویز شهبازی که کم کار می کند و کارهای مهمی می سازد.
- قبلا فیلم «نفس عمیق» را دیده بودم و آن فیلم را خیلی دوست داشتم. ممثل خیلی از خانم های دیگری که قبل از من خبر شده بودند، از طریق یکی از دوستانم فهمیدم که آقای شهبازی برای بازی تست می گیرند، من هم رفتم دفترشان و تست دادم.

چقدر این تست دادن ها طول کشید تا فهمیدید که برای نقش یک انتخاب شده اید؟
- دقیقا یک ماه رفت و آمد من طول کشید. دو روز قبل از آنکه کار کلید بخورد، به من گفتند که برای نقش اول تایید شده ای.
در این آمدن و رفتن ها چه تست هایی می گرفتند؟ بازی می کردید یا نه؟
- واقعا جوری نبود که احساس کنم وقتی آقای شهبازی با من صحبت می کنند، دارند از من بازی می گیرند یا نه. خیلی رفتار عادی داشتند. بعضی وقت ها بود که تست دوربین داشتیم با خانم آهنگرانی یا آقای علوی. تست گریم و تست لباس همداشتیم ولی چیزی بیشتر از این نبود.

درباره اینکه چگونه حس بگیرید، صحبتی نمی کردند یا آموزشی نمیداد؟
- اصلا. شگردها و تکنیک های خود کارگردانی بود که من نمی توانم درباره اش توضیح بدهم که چگونه بازی می خواستند از من بگیرند.
کلاس خاص بازیگری هم نرفته بودید.
- نه.
بعد با این تفاسیر، کار خیلی خیلی سختی بوده! نمی ترسیدید که روبروی تیمی حرفه ای و بازیگرانی که کار کرده اند، بازی کنید؟
- خیلی سخت بود ولی خب از آنجا که با خانم آهنگرانی در یک فرصت کوتاه، مثل یک دوست صمیمی شدیم، توی کار بی نهایت به من کمک کردند. اصلا حس نمی کردم که خانم آهنگرانی این همه تجربه دارند و من بار اولم است که جلوی ودوربین می ایستم. خیلی کمکم می کرد که بتوانم بهتر بازی کنم. همه عوامل فیلم راهنمای خوبی بودند برای من؛ آقای بهمنش، خانم عرفی نژاد و خیلی ها که باید همه عوامل گروه را نام ببرم.

اینطور که در حاشیه فیلم مطرح شد، فیلمنامه را به بازیگران نمی دادند و شما هیچ اطلاعی از سرنوشت کاراکتر نازنین نداشتید. خب در سکانس هایی که باید واکنش های عصبی نشان می دادید، گریه می کردید و … چطور به نازنین دربند نزدیک می شدید؟
- شاید اگر کسی سابقه کار بازیگری داشت، این سبک کار و اطلاع نداشتن الز سرنوشت کار، سخت باشد ولی من چون بار اولم بود که بازی می کردم، به شیوه کار آقای شهبازی به مرور زمان عادت کردم.
مثلا شهبازی صبح می آمدو می گفت که امروز باید گریه کنی یا قبل تر می گفت که حس را بگیری؟
- نه؛ وقتی دوربین را می چیدند و پلان آماده می شد، قبل از آغاز کار یا نیم ساعت قبلش با من صحبت می کردندکه الان پلان اینجوری است و این اتفاق باید بیفتد و حست الان باید اینطوری باشد. حال در همان تایم خودم را آماده می کردم و پلان را می گرفتیم.

خب برای این کار سخت، چند برداشت می گرفتند؟
- پلان ها خیلی تکرار نمی شد. چون اگر این اتفاق می افتاد، آقای شهبازی تغییر می دادند. مخصوصا جایی که زیاد دیالوگ داشت و تکرار می شد، دیالوگ ها را عوض می کردند چون دوست نداشتند که بازیگر مثل یک متن حفظ شده، دیالوگ هایش را بگوید. در کل، برداشت های زیادی نداشتیم.
خودتان چقدر از این کاراکتری که بازی کردید، راضی بودید؟ از نازنین بیاتی و نازنین دربند.
- از بازی خودم که نمی توانم تعریف کنم ولی خب در تمشاای فیلم احساس کردم در جاهایی ضعیف بودم که اگر بخواهم ادامه دهم باید تلاش کنم تا بهتر بشوم. بعد از اینکه فیلم را در جشنواره دیدم، شخصیت و شرایطش را هم خیلی دوست داشتم.
خب این بازی، آنقدر به تان انرژی داد که به بازیگری جدی تری نگاه کنید یا می گویید بی خیال، بروم همان طراحی صحنه.
- شاید انگیزه ام را برای بازی بیشتر کرد. اگر قبلا ۶۰ درصد بازی را دوست داشتم و در حدت یک علاقه کوچک بود، الان خیلی بیشتر دوست دارم و جدی تر به آن نگاه می کنم.
چقدر با نازنین دربند همزادپنداری کردید؟ چقدر شخصیتش به خودتان نزدیک بود؟
- من در این شرایط قرار نگرفته بودم ولی خب بخشی از اخلاقش به من نزدیک بود و بخش دیگری اش نه. جوری نبود که بگویم دارم خودم را بازی می کنم. نمی توانم از خودم تعریف کنم (خنده)؛ پیگیر بودنش، اعتماد کردنش و … به من نزدیک بود ولی مثلا ساکت و آرام بودنش در جمع دوستان یا فضولی اش به من شباهتی نداشت.

الان حس می کنید که باید کلاس بازیگری بروید یا نه؟
- (مکث) اگر دوستان یا بزرگانی به من توصیه کنند که کلاس بازیگری بروم، حتما می روم.
… و در سینما چگونه ادامه می دهید؟
- باید شرایطی که پیش می آید را دید. شاید دیگر پیش نیاید بازی کنم و برگردم به کار طراحی، شاید هم دوباره اتفاق افتاد. الان نمی شود تا این حد به برنامه ریزی بلندمدت فکر کرد.
رفتار خانواده و دوستان چطور بود؟ کسی گفت «وای نازنین محشر بودی»؟
- بالاخره خانواده و دوستان و هر کسی که توانست فیلم را ببیند، راضی بودند و خوب برخورد کردند. انتقاد مهم و جدی نشنیدم. شاید چون برخورد خاصی با منتقدان نداشتم. قبلا مجلات سینمایی را دنبال می کردم ولی الان بیشتر پیگیری می کنم، ببینم درباره من و بازی ام چه چیزهایی نوشته اند و نظرشان چیست.
با مقایسه خودتان با ترانه علیدوستی مشکلی ندارید؟ می دانید که پشت سر شما، همین قضاوت می شود.
- برای من جای خوشحالی است که بگویند شبیه خانم علیدوستی هستم. بازیگری که به نظرم یکی از بهترین بازیگران سینمای ماست.
گفتگوی با حسین مهری
تماشا: حسین مهری این شب ها با بازی در نقش «سینا» در سریال «زمانه» توجه های بسیاری را به خودش جلب کرده اما شیرینی این موفقیت با شیرینی نامزدی و روزهای فراموش نشدنی آن در زندگی خصوصی این بازیگر جوان همراه شده.
مهری که آدم درون گرایی است و چندان تمایل ندارد از زندگی خصوصی اش صحبت کند در گفت و گوی صمیمانه ای با تماشا از این اتفاق فرخنده و خوب صحبت کرد.
ما هم برای او همسرش آرزوی موفقیت می کنیم و به شما توصیه می کنیم اگر بیشتر می خواهید از او و نقشش در «زمانه» بدانید با این گفت و گو همراه شوید:
به نظر می رسد بیشتر علاقه تان به سریال است تا فیلم. سال گذشته هم سریال موفق «تا ثریا» و امسال هم که «زمانه» را داشتید.
- نسبت به پیشنهادهایی که داشتم این کارها را قبول کردم. اگر نه تئاتر، سینما و تلویزیونبرای من فرقی نمی کند. من دنبال تجربه های خوب هستم و مدیوم برایم اولویت و ملاک انتخاب نیست.
برنامه تان برای آینده کاری تان چیست؟
- باشکوه ترین کاخ ها و عمارت هایی که ما الان در دنیا می بینیم زیربنای به شدت قوی دارند و این خیلی مهم است. می توان آجرها را همینطوری روی هم چید و بالا رفت اما تا چند متر می تواند ادامه پیدا کند؟! برج های عظیم و کاخ های باشکوه در وسعت زیاد صدها متر ارتفاع دارند و همیشه هم ماندگار هستند. بازیگر هم باید ریشه های خودش را قوی کند. من هم عجله ای ندارم و هر وقت احساس کنم جایی اتفاق خوبی امکان دارد برایم بیفتد و دست خودم باشم سعی می کنم آن اتفاق بیفتد و عجله ای برای اینکه بخواهم ره صد ساله را یک شبه بروم ندارم.
ملاک هایتان برای انتخاب چیست؟
- من سه تا فاکتور اصلی دارم که به شدت برایم مهم است؛ کارگردان، فیلمنامه نویس و نقش. ایده اولم این است که نقش، نقشی باشد که بتوانم خودم در آن تلاش کنم، کارگردان، کارگردانی باشد که بتوان به او اعتماد کرد و فیلمنامه هم فیلمنامه قرص و جانداری باشد. یک وقت هایی هم شد با کارگردان هایی کار کردم که نمی شده به آنها تکیه کرد ولی به هر حال شرایط طوری بود که چاره ای نداشتم. چیدمان کاری ما شرایط خاصی دارد. ما شرایط استاندارد و با ثبات کاری نداریم و همه چیز خیلی متزلزل است.
مگر چند تا کار خوب در سال ساخته می شود؟ من خدا را شکر می کنم که در ۲، ۳ سال گذشته در ۵ تا از بهترین سریال های این دوره تلویزیون کار کردم. من «زیر هشت»، «نابرده رنج»، «تا ثریا»، «پایتخت» و «زمانه» را در این سال ها داشتم. بنابراین تازه من در این شرایط جزو آدم های خوش شانسی بودم که کارهای قابل قبولی با کارگردان هایی انجام دادم که به دانش و مهارتم اضافه کردند.
در فاصله بین «تا ثریا» و «زمانه» کار دیگری هم انجام دادید؟
- قبل از «زمانه» یک سریال به نام «بال های خیس» با آقای رنجبر کار کردم که نقش اصلی هم بودم. البته دوست داشتم قبل از این کار پخش شود ولی متاسفانه پخش آن به بعد از «زمانه» افتاده. سطح کلی کار «بال های خیس» در مرتبه «زمانه» نیست و دوست نداشتم بعد از «زمانه» که یک کار خوب است و یک خاطره خوب هم دارد، کاری از من پخش شود که از آن بهتر نیست. البته ظاهرا در مونتاژ این مجموعه هم دارند کارهایی می کنند که با نتیجه بهتری روبرو شویم.
اولین تجربه همکاریتان با کارگردان سرشناسی مثل حسن فتحی چطور شکل گرفت؟
- آقای خادم زاده، دستیار ایشان، از قبل با من دوستی داشتند و لطف کردند من را به آقای فتحی معرفی کردند و ایشان هم با من تماس گرفتند که بروم و در مورد کار صحبت کنیم. من هم خدمت شان رسیدم. فیلمنامه هنوز آماده نبود من صحبت کوتاهی با آقای فتحی داشتم و از ایشان پرسیدم آیا فکر می کنید این نقش، نقشی می شود که من بتوانم خودم را با آن نشان دهم و آقای فتحی هم گفتند حتما اینطور خواهد شد.
این اعتماد متقابلی که بین ما وجود داشت مهمترین فاکتور همکاری مان بود. به من گفتند تو باید نقش یک پسر معتاد موزیسین را بازی کنی، همین خود همین معتاد موزیسین کلی بار مثبت برای من به عنوان بازیگر داشت که بتوانم توانایی های خودم را نشان دهم. حالا نوع پرداخت آن در فیلمنامه و نوع دید کارگردان و نوع اجرای بازیگر می تواند نقشی را شاخص کند یا نکند. خب من هم مثل همه، کارهای آقای فتحی را دیده بودم و خیلی دوست داشتم و می دانستم که می توانم کاملا به او اعتماد کنم.
نقش معتاد برای هر بازیگری همیشه هم امکانی است که توانایی های خودش را نشان دهد و نقش متفاوت چالشی است و هم خطر به دام کلیشه و تکرار افتادن دارد. شما چه کردید که در این دام نیفتادید و توانستید شخصیتی جدید خلق کنید؟
- نه تنها نقش ها بلکه همه قصه ها و ایده ها در ادبیات دنیا تکراری است و استفاده شده و فقط هر بار آنها از یک زاویه دید جدید تعریف می شوند. در مورد نقش ها هم همین است. هر آدمی شغلی دارد؛ یک نفر نانوا است، یک نفر در آژانس هواپیمایی کار می کند و هزاران شغل دیگر. همینطور هر کسی یکسری عادت ها دارد که اعتیاد یکی از آن عادت های مخرب و ناسالم برای فرد و اجتماع است. بارها هم از قدیم این نقش ها بازی شده. نقش معتاد را از بهروز وثوقی در «گوزن ها» تا تقی «آینه عبرت» بازی کرده اند.
حتی معتاد موزیسین هم بارها داشته ایم مثل علی سنتوری فیلم «سنتوری». زمانی که الگویی در یک چارت کلی خلق می شود مثلا «گوزن ها»ی آقای وثوقی طبیعتا بعضی بازیگرها برای اجرای نقش معتاد از آن الگوبرداری می کنند که طبیعتا مثل هر کار کپی در بهترین حالت باز هم کپی است و اصل نیست اما «سینا»ی داستان ما شخصیت مستقل خودش را دارد.
همانطور که شما اگر مثلا صد هزارتا معتاد را از همه جای دنیا کنار هم جمع کنید می بینید که شاید عادت های شبیه هم داشته باشند اما هر کدام، شخصیت و ویژگی های مستقل خودشان را دارند. من سعی کردم سینا را هر چه واقعی تر و طبیعی تر بازی کنم چون اینجور نقش ها این ایراد را دارد که اگر بازیگر یک ذره حواسش نباشد وسوسه می شود بخواهد بازیش را به رخ بکشد و آن وقت هی می خواهد اضافه بازی کند و حرکت و رفتارهای گل درشتی می کند که به چشم بیننده بیاید اما همین مسئله بیننده را آزار می دهد و هر چقدر این اضافت بازی کمتر باشد، بازی بازیگر حتی بیشتر دیده می شود و به دل بیننده می نشیند چون هم بیننده با هوش است و هم دوربین صادق.
در مورد فیلمنامه با آقای فتحی صحبت می کردید؟
- من قبل از اینکه سر کار بیایم درباره کارگردان و سبک کارش تحقیق می کنم. قبلاز این کار هم با دوستانی که با آقای فتحی سابقه همکاری داشتند تماس گرفتم؛ دوستانی مانند امیر جعفری و سهیل بیرقی، من را راهنمایی های خوبی کردند و همه آنها به من گفتند حسن آقای فتحی به شدت پیشنهاد و نظر را دوست دارد و استقبال می کند، یک وقت فکر نکنی باید ساکت باشی و نظرت را نگویی. سر صحنه هم خیلی صحبت و بحث می کردیم و در همین صحبت ها و بحث ها و نظرها و پیشنهادهاست که یک شخصیت می جوشد و بیرون می زند و می شود سینا.
شما برای کیفیت کارتان چه می کنید؟
- سعی می کنم به روز باشم و اتفاقات، اطلاعات و دانش کارم را دنبال می کنم. این به روز بودن از راه های متفاوت و البته مرسومی شکل می گیرد. راه هایی مثل کتاب خواندن، نشریات را مطالعه کردن و فیلم دیدن که مخصوصا برای این آخری خیلی زمان می گذارم فیلم دیدن و رمان خواندن تاثیر فوق العاده محسوسی روی کیفیت کار می گذارند. وقتی شما رمان می خوانید، کاراکترها و ماجراهایشان را در ذهن تان تصویرسازی می کنید. همینطور مشاهده آدم ها و رفتار و واکنش های آنها می تواند خیلی کمک کند و تئاتر که متاسفانه من مدتی است از آن دور شده ام و خیلی دوست دارم یک کار خوب تئاتر انجام دهم.
مهمترین دغدغه شما این روزها چیست؟
- همیشه بخش عمده ای از ذهن من مشغول زندگی خصوصی ام است و اینطور ونیست که همیشه صادرصد ذهنم درگیر کار و بازی باشد. هر کسی به هر حال دل مشغولی ها و چیزهای دوست داشتنی غیر از کار در زندگی اش دارد که آنها شاید مهمترین دغدغه هایش هستند. طبیعتا برای من که تازه نامزد کرده ام این اتفاق دوست داشتنی بخش مهم و اصلی فکر و زندگی این روزهای من است. فکر کردن به کسی که دوستش داری و دوستت دارد حس خوبی است و خدا را بابت این روزهای خوب شکر می کنم
سینای دوست داشتنی
برای رسیدن به این نقش چه کردید؟
- روال من این نیست که بروم تحقیق کنم و مثلا یک آدمی را پیدا کنم و عین او را اجرا کنم. بازیگر باید چیزهایی که از دیده هایش برداشت می کند را مونتاژ کند. من شاید نگاه یک معتاد را از یک جا برداشته باشم، عصبی بودن یک جوان را از یک جای دیگر برداشته باشم و همه اینها در کنار برداشتی که خودم از فیلمنامه داشتم قرار می گیرد و فراهنمایی و تلاش آقای فتحی هم خیلی به من کمک کرد. من تلاش زیادی کردم که سینا هر چند که دارد کارهای غلطی می کند و مسیر اشتباهی را آمده است اما دوست داشتنی باشد. من احساس می کنم مردم هم با اینکه می دانند سینا کم خطا کرده اما از او بدشان نمی آید و او را دوست دارند.
شاه داماد
در بین بازیگران با چه کسانی بیشتر رفاقت دارید و معاشرت می کنید؟
- البته خیلی آدم پر رفت و آمدی نیستم اما دوستان خوب در بین همکارانم زیاد دارم؛ دوستانی مانند امیر جعفری و کامبیز دیرباز و خیلی دوستان پشت دوربین که احتمالا کمتر می شناسیدشان اما عموما آدم اهل تنهایی هستم و ترجیح می دهم بیشتر وقت آزادم را به کتاب خواندن و فیلم دیدن بگذرانم یا اوقاتم را صرف همسرم کنم و با او باشم.
چند وقت است ازدواج کردید؟
- من به تازگی ازدواج کرده ام، تقریبا ۳ ماه است. البته نامزد کرده ایم و هنوز عروسی نگرفته ایم.
همسرتان هم کار سینمایی می کنند؟
- نه، اصلا در این حرفه نیستند.
شما چند سالتان است؟
- ۲۸ سال.
شما به جز کار بازیگری شغل دیگری هم دارید؟
- به هیچ وجه. تنها کار من بازیگری است و فقط از این راه زندگی می کنم.